شمارهٔ ۸۴۰
اندازهٔ متن
گل رفت بدریورۀ هر انجمنی
تا کرد پر از قراضۀ زر دهنی
وانگه ز قواره های پیراهن او
بر دوخته نام و ننگ را پیرهنی
۲ بیت
گل رفت بدریورۀ هر انجمنی
تا کرد پر از قراضۀ زر دهنی
وانگه ز قواره های پیراهن او
بر دوخته نام و ننگ را پیرهنی
زلف تو چو بروی تو افتد گوییدر شب بچراغ می کنم دلجویی