شمارهٔ ۴۵۰
اندازهٔ متن
ای باطن تو چو ظاهر آینه صاف
از قاف گرفته نور مهرت تا قاف
شد صبح جهانگیر مگر شمشیرش
با تیغ دعای تو برآمد ز غلاف
۲ بیت
ای باطن تو چو ظاهر آینه صاف
از قاف گرفته نور مهرت تا قاف
شد صبح جهانگیر مگر شمشیرش
با تیغ دعای تو برآمد ز غلاف
ای قد تو سرو چمن دلجوییروی تو گل گلشن نیکورویی