شمارهٔ ۵
اندازهٔ متن
ای دل که شدی در سر آن زلف به تاب
در جایگه خوشی مکن جنگ و عتاب
وی دیده که تشنهای بر آن درّ خوشاب
گر تشنهای از بهر چه میریزی آب
۲ بیت
ای دل که شدی در سر آن زلف به تاب
در جایگه خوشی مکن جنگ و عتاب
وی دیده که تشنهای بر آن درّ خوشاب
گر تشنهای از بهر چه میریزی آب
ای باد اگرش خوش دل و تنها بینیاو را هوس این دل شیدا بینی