شمارهٔ ۱۸
اندازهٔ متن
لب بر لب من نهاد این لطف بس است
میگفت که با کشته خویشم هوس است
جان زندگیای یافت ز بوی نفسش
معلومم شد که زندگانی نفس است
۲ بیت
لب بر لب من نهاد این لطف بس است
میگفت که با کشته خویشم هوس است
جان زندگیای یافت ز بوی نفسش
معلومم شد که زندگانی نفس است
ای باد اگرش خوش دل و تنها بینیاو را هوس این دل شیدا بینی