شمارهٔ ۱۴
اندازهٔ متن
ای خوانده به عزم رفتن افسون همه
بگرفته غمت درون و بیرون همه
ما زنده به آنیم که بازآیی زود
گر دیر آیی به گردنت خون همه
۲ بیت
ای خوانده به عزم رفتن افسون همه
بگرفته غمت درون و بیرون همه
ما زنده به آنیم که بازآیی زود
گر دیر آیی به گردنت خون همه
خوش آنکه ز داغ عشق تابی دارددر دیده ز ابر شوق آبی دارد