شمارهٔ ۵۳
اندازهٔ متن
ساقی، رگ ابر آبداری برخاست
گویا که ز چشم می گساری برخاست
تا آینهٔ جام گرفتی در دست
زآیینهٔ خاطرم غباری برخاست
۲ بیت
ساقی، رگ ابر آبداری برخاست
گویا که ز چشم می گساری برخاست
تا آینهٔ جام گرفتی در دست
زآیینهٔ خاطرم غباری برخاست
مهری به لب خود زن اگر مرد مهیگر نیکی، اگر بدی، که خاموش بِهی