شمارهٔ ۱۹۹
اندازهٔ متن
عشق تو کلیم طور سینای دلم
داغت حشم سینهٔ صحرای دلم
دردت که طبیب جان بی درد مباد
درمان غمم، مقصد اقصای دلم
۲ بیت
عشق تو کلیم طور سینای دلم
داغت حشم سینهٔ صحرای دلم
دردت که طبیب جان بی درد مباد
درمان غمم، مقصد اقصای دلم
مهری به لب خود زن اگر مرد مهیگر نیکی، اگر بدی، که خاموش بِهی