شمارهٔ ۲۰۳
اندازهٔ متن
از ظلمت هستی خود آزاده منم
چون شمع به زیرتیغ، استاده منم
پیمانهٔ مشرب حریفان خالی ست
خمخانهء چرخ راکهن باده منم
۲ بیت
از ظلمت هستی خود آزاده منم
چون شمع به زیرتیغ، استاده منم
پیمانهٔ مشرب حریفان خالی ست
خمخانهء چرخ راکهن باده منم
مهری به لب خود زن اگر مرد مهیگر نیکی، اگر بدی، که خاموش بِهی