شمارهٔ ۲
اندازهٔ متن
با آنکه دو کون سر به سر هستی اوست
انسان ز چه مغز گشت عالم ز چه پوست
زین است که او مردمک چشم وی است
باز آن که بود آینه چهره اوست
۲ بیت
با آنکه دو کون سر به سر هستی اوست
انسان ز چه مغز گشت عالم ز چه پوست
زین است که او مردمک چشم وی است
باز آن که بود آینه چهره اوست
از مستی باده گر خروشان بدمیکی ساقی بزم درد نوشان بدمی