ابیات پراکنده
دست حافظ به در از جامۀ خواب
هشته در دست یکی جام شراب
به انگشتان پا از زیر کرسیز کس ها کردهام احوال پرسی
ای به درگاه تو نیاز همهکرم تست چاره ساز همه
طبعم نشاط کرد به انشاد این غزلدر اقتفا به خواجۀ کابینه ساز کن
شب عید عُمَر به قول زنانمن در این خانه بودهام مهمان
دست در حلقهٔ موی تو کنمبوسهای بر سر و روی تو کنم
بر دشمنان شمردم عیب نهانی خویشخود را خلاص کردم از پاسبانی خویش