شمارهٔ ۱۰۴ - سوزیان
اندازهٔ متن
خشمت آمد که من ترا گفتم
که ترا عاشقم خطا گفتم
شاید ارخون شود دلم تامن
با تو ناگفتنی چرا گفتم
من ز دست زبان برنج درم
سوزیان بین که تا ترا گفتم
گفتی از عشق جان نخواهیبرد
من خود این با تو بارها گفتم
۴ بیت
خشمت آمد که من ترا گفتم
که ترا عاشقم خطا گفتم
شاید ارخون شود دلم تامن
با تو ناگفتنی چرا گفتم
من ز دست زبان برنج درم
سوزیان بین که تا ترا گفتم
گفتی از عشق جان نخواهیبرد
من خود این با تو بارها گفتم
دی هر که دید سلطنت و کار و بار توگفت از تعجب اینت ستمگاره آدمی