شمارهٔ ۱۵
اندازهٔ متن
زان مرکّب که کالبد از نور
لیکن او را روان و جان ازنار
زان ستاره که مغربش دهنست
مشرق او را همیشه بر رخسار
۲ بیت
زان مرکّب که کالبد از نور
لیکن او را روان و جان ازنار
زان ستاره که مغربش دهنست
مشرق او را همیشه بر رخسار
دریغا میر بونصرا دریغاکه بس شادی ندیدی از جوانی