شمارهٔ ۳۸
اندازهٔ متن
آن کز دل اوست بر دل من هر غم
می دید و نمی کرد زمن باور غم
گفتم هجرت بکشت ما را در غم
دوشی برزد که این مرا کمتر غم
۲ بیت
آن کز دل اوست بر دل من هر غم
می دید و نمی کرد زمن باور غم
گفتم هجرت بکشت ما را در غم
دوشی برزد که این مرا کمتر غم
ناجنس حلاوت جوانی بُبَردعیش خوش و حظّ زندگانی بُبَرد