شمارهٔ ۳۸۴
اندازهٔ متن
همچو گلبن غرق خون شد سرو آهم بیرخت
چون رگ بسمل تپد تار نگاهم بیرخت
میچکد خونم ز دل چون میروم از خویشتن
میتوان چیدن گل حسرت ز آهم بیرخت
۲ بیت
همچو گلبن غرق خون شد سرو آهم بیرخت
چون رگ بسمل تپد تار نگاهم بیرخت
میچکد خونم ز دل چون میروم از خویشتن
میتوان چیدن گل حسرت ز آهم بیرخت
از چه رو بی وجه با ما اینقدر بیگانگیچون کند تنها دلم با اینقدر بیگانگی