شمارهٔ ۹۸۶
اندازهٔ متن
چو گل شکفت دگر توبه اختیار مکن
بگیر ساغر و خون در دل بهار مکن
اگر به دست تو می گویی اختیاری نیست
تو هم برای خدا جبر اختیار مکن
۲ بیت
چو گل شکفت دگر توبه اختیار مکن
بگیر ساغر و خون در دل بهار مکن
اگر به دست تو می گویی اختیاری نیست
تو هم برای خدا جبر اختیار مکن
از چه رو بی وجه با ما اینقدر بیگانگیچون کند تنها دلم با اینقدر بیگانگی