شمارهٔ ۹۴
اندازهٔ متن
غرق است به بحر جرم تا گردن من
شرمنده بود دلم ز بد کردن من
ای کاش که هر نقش قدم چون سوزن
چاهی شود از بهر فرو رفتن من
۲ بیت
غرق است به بحر جرم تا گردن من
شرمنده بود دلم ز بد کردن من
ای کاش که هر نقش قدم چون سوزن
چاهی شود از بهر فرو رفتن من
افسوس که فیض از دل آگه نبریراهی به خود از همت کوته نبری