شمارهٔ ۱۱ - قطعه
اندازهٔ متن
آمد آن رگزن مسیحپرست
شست الماسگون گرفته به دست
کرسی افکند و برنشست بر او
بازوی خواجه عمید ببست
شست چون دید گفت عز و علا
اینچنین دست را نشاید خست
سر فرو برد و بوسهای بربود
وز سمن شاخ ارغوان برجست
۴ بیت
آمد آن رگزن مسیحپرست
شست الماسگون گرفته به دست
کرسی افکند و برنشست بر او
بازوی خواجه عمید ببست
شست چون دید گفت عز و علا
اینچنین دست را نشاید خست
سر فرو برد و بوسهای بربود
وز سمن شاخ ارغوان برجست
جلب کشی و همه خان و مانت پر جلب استبدی جلب کش و کرده بکودکی جلبی