شمارهٔ ۳۲
اندازهٔ متن
ای دل مگر تو از درافتادگی درآیی
ورنه به شوخ چشمی با عشق کی بر آیی
عمری است تا به عالم سر گشته گشتم از تو
جویا ترا ز هر در آخر تو خود کجایی
عز جلال وصلت با بنده گفت «نجما»
من در درون نیایم تا تو برون نیایی
۳ بیت
ای دل مگر تو از درافتادگی درآیی
ورنه به شوخ چشمی با عشق کی بر آیی
عمری است تا به عالم سر گشته گشتم از تو
جویا ترا ز هر در آخر تو خود کجایی
عز جلال وصلت با بنده گفت «نجما»
من در درون نیایم تا تو برون نیایی
کردهای تکیه بر جهان و هنوزغدر و مکر جهان نمیدانی