شمارهٔ ۲۲۰
اندازهٔ متن
لب از تبسم و چشم از ادا خبر دارد
کسی نگفت که دل از کجا خبر دارد
به شکوه لب چه گدازم عجب که راز مرا
غریب بیشتر از آشنا خبر دارد
۲ بیت
لب از تبسم و چشم از ادا خبر دارد
کسی نگفت که دل از کجا خبر دارد
به شکوه لب چه گدازم عجب که راز مرا
غریب بیشتر از آشنا خبر دارد
دلت خندانتر از گل چشم گریانم چه میپرسیگرفتارم چه میگویی پریشانم چه میپرسی