شمارهٔ ۲۴۱
اندازهٔ متن
گرفتم او گذاری بر سر بیمار میآرد
کجا دل طاقت حیرانی دیدار میآرد
ز راز دل حجاب عشق میبندد زبانم را
ترحم با منش هرگاه در گفتار میآرد
۲ بیت
گرفتم او گذاری بر سر بیمار میآرد
کجا دل طاقت حیرانی دیدار میآرد
ز راز دل حجاب عشق میبندد زبانم را
ترحم با منش هرگاه در گفتار میآرد
دلت خندانتر از گل چشم گریانم چه میپرسیگرفتارم چه میگویی پریشانم چه میپرسی