شمارهٔ ۲۴۶
اندازهٔ متن
بس که بیگانگی از خاطر آن گل گذرد
تا خیالش ز دل ما به تغافل گذرد
نتوان داشت به زنجیر در آن انجمنم
که بجز حرف پریشانی کاکل گذرد
غیر کاکل به سر او نشنیده است کسی
کز سر سرو سهی سایه سنبل گذرد
۳ بیت
بس که بیگانگی از خاطر آن گل گذرد
تا خیالش ز دل ما به تغافل گذرد
نتوان داشت به زنجیر در آن انجمنم
که بجز حرف پریشانی کاکل گذرد
غیر کاکل به سر او نشنیده است کسی
کز سر سرو سهی سایه سنبل گذرد
دلت خندانتر از گل چشم گریانم چه میپرسیگرفتارم چه میگویی پریشانم چه میپرسی