شمارهٔ ۳۱۷
اندازهٔ متن
دوست گر منت گذارد سوی دشمن می روم
گر زگلخن گرمیی بینم به گلشن می روم
اخگرم زندانی خاکستر بخت سیاه
بسکه دلگیرم به سیر هند گلخن می روم!
۲ بیت
دوست گر منت گذارد سوی دشمن می روم
گر زگلخن گرمیی بینم به گلشن می روم
اخگرم زندانی خاکستر بخت سیاه
بسکه دلگیرم به سیر هند گلخن می روم!
دلت خندانتر از گل چشم گریانم چه میپرسیگرفتارم چه میگویی پریشانم چه میپرسی