شمارهٔ ۳۱۸
اندازهٔ متن
دل به زلف او چو بندم بر سر دل چون شوم
همره خضر پریشانی به منزل چون شوم
ذوق آشوب خطر دیوانه ام دارد چو موج
نیستم خس بسته زنجیر ساحل چون شوم
من که از گرم اختلاطی های آتش زنده ام
گر شعوری دارم از یاد تو غافل چون شوم
۳ بیت
دل به زلف او چو بندم بر سر دل چون شوم
همره خضر پریشانی به منزل چون شوم
ذوق آشوب خطر دیوانه ام دارد چو موج
نیستم خس بسته زنجیر ساحل چون شوم
من که از گرم اختلاطی های آتش زنده ام
گر شعوری دارم از یاد تو غافل چون شوم
دلت خندانتر از گل چشم گریانم چه میپرسیگرفتارم چه میگویی پریشانم چه میپرسی