شمارهٔ ۳۱
اندازهٔ متن
زان روز که چشم من به رویت نگریست
نگذشت شبی که در غمت خون نگریست
بشتاب که دل بی تو نمی داند ساخت
دریاب که جان بی تو نمی داند زیست
۲ بیت
زان روز که چشم من به رویت نگریست
نگذشت شبی که در غمت خون نگریست
بشتاب که دل بی تو نمی داند ساخت
دریاب که جان بی تو نمی داند زیست
آنکس که به چهره بوستانیست توییوانکس که به غمزه دلستانیست تویی