شمارهٔ ۱۱۸
اندازهٔ متن
ای طایفه را چو خویشتن دانستم
خون را می و ژاژ را سخن دانستم
چون تجربه چشم خردم باز گشاد
جمله نه چنان بود که من دانستم
۲ بیت
ای طایفه را چو خویشتن دانستم
خون را می و ژاژ را سخن دانستم
چون تجربه چشم خردم باز گشاد
جمله نه چنان بود که من دانستم
این لشکر شاه فتح یابند همهدر نیزه گزاردن شهابند همه