شمارهٔ ۳۰
اندازهٔ متن
بر هر چه دل نهادم و گشتم اسیر آن
چون اشتداد الفت من دید روزگار
از من ربود و سوخت دلم را بداغ هجر
گفت این سزای آنکه نهد دل بمستعار
۲ بیت
بر هر چه دل نهادم و گشتم اسیر آن
چون اشتداد الفت من دید روزگار
از من ربود و سوخت دلم را بداغ هجر
گفت این سزای آنکه نهد دل بمستعار
وقت سحر سوی چمن انداختم گذرتا رفع گردد از گل و سبزه ملال من