ناهید
خواجوی کرمانی

روی تو گر بدیدمی جان بتو برفشاندمی

شمارهٔ ۳۶۵

دیوان اشعار، صنایع الکمال، حضریات، غزلیات

اندازهٔ متن۲

روی تو گر بدیدمی جان بتو برفشاندمی

صبرم اگر مدد شدی دل ز تو واستاندمی

چون تو در آمدی اگر غرقه ی خون نبود می

بس که گهر بدیدگان در قدمت فشاندمی

کاج نراندی ای صنم توسن سرکش از برم

تا ز دو دیده در پیت خون جگر نراندمی

پای دل رمیده گر باز بدستم آمدی

ترک تو کردمی و خویش از همه وارهاندمی

نوک قلم بسوختی از دل سوزناک من

گرنه ز دیده دمبدم آب برو چکاندمی

ضعف رها نمی کند ورنه ز آه صبحدم

شعله فروز چرخ را مشعله وانشاندمی

خواجو اگر چو دود دل دست در آه من زدی

گر بزمین فروشدی بر فلکش رساندمی

۷ بیت

منبع: ویکی‌درج

از همین دفتر

همهٔ شعرها