رباعی شمارهٔ ۳۱۸
اندازهٔ متن
با من شب و روز گرم بودی به سخن
تا چون زر شد کار تو ای سیمینتن
برگشتی از دوست تو همچون دشمن
بدعهد نکوروی ندیدم چو تو من
۲ بیت
با من شب و روز گرم بودی به سخن
تا چون زر شد کار تو ای سیمینتن
برگشتی از دوست تو همچون دشمن
بدعهد نکوروی ندیدم چو تو من
تا کی ز غم جهان امانی خواهیتا کی به مراد خود جهانی خواهی