شمارهٔ ۱۲۱
اندازهٔ متن
ما مرد مئیم و در خرابات مقیم
نه مردم سجاده و نه مرد گلیم
قاضی نخورد می که از آن دارد بیم
دزدی خرابات به از مال یتیم
۲ بیت
ما مرد مئیم و در خرابات مقیم
نه مردم سجاده و نه مرد گلیم
قاضی نخورد می که از آن دارد بیم
دزدی خرابات به از مال یتیم
افتاد مرا با بت خود گفتاریگفتم که ز من سیر شدی؟ گفت آری