شمارهٔ ۱۴۴
اندازهٔ متن
ای در طلب تو عمر من فرسوده
نابوده شده با تو دمی تا بوده
بر سفره انتظار خون جگرم
شد از پی حلوای لبت پالوده
۲ بیت
ای در طلب تو عمر من فرسوده
نابوده شده با تو دمی تا بوده
بر سفره انتظار خون جگرم
شد از پی حلوای لبت پالوده
افتاد مرا با بت خود گفتاریگفتم که ز من سیر شدی؟ گفت آری