شمارهٔ ۱۴۷
اندازهٔ متن
گه خصم شوی مرا و گه یار آئی
روزی به هزار گونه در کار آئی
ای دوست نترسی که به خون دل من
روزی به چنین شبی گرفتار آیی؟
۲ بیت
گه خصم شوی مرا و گه یار آئی
روزی به هزار گونه در کار آئی
ای دوست نترسی که به خون دل من
روزی به چنین شبی گرفتار آیی؟
افتاد مرا با بت خود گفتاریگفتم که ز من سیر شدی؟ گفت آری