شمارهٔ ۱۴۹
اندازهٔ متن
هرگز کامم ز خفت و خوابم ندهی
شب با تو سخن کنم جوابم ندهی
من تشنه لب و تو خضر وقتم گوئی
از بهر خدا چه شد که آبم ندهی
۲ بیت
هرگز کامم ز خفت و خوابم ندهی
شب با تو سخن کنم جوابم ندهی
من تشنه لب و تو خضر وقتم گوئی
از بهر خدا چه شد که آبم ندهی
افتاد مرا با بت خود گفتاریگفتم که ز من سیر شدی؟ گفت آری