شمارهٔ ۱۵۳
اندازهٔ متن
درده می لعل لالهگون صافی
بگشای ز حلقِ شیشه خون صافی
کهامروز برون ز جام می نیست ترا
یک دوست که دارد اندرون صافی
۲ بیت
درده می لعل لالهگون صافی
بگشای ز حلقِ شیشه خون صافی
کهامروز برون ز جام می نیست ترا
یک دوست که دارد اندرون صافی
افتاد مرا با بت خود گفتاریگفتم که ز من سیر شدی؟ گفت آری