شمارهٔ ۱۱۵ - قطعه
اندازهٔ متن
زبان زندانی و کام تو زندان
مقفل گشته این زندان به دندان
چو باز این قفل زان زندان نمائی
بزندانی در زندان گشائی
بسوی ناروائیها گراید
کند هر کار از دستش برآید
۳ بیت
زبان زندانی و کام تو زندان
مقفل گشته این زندان به دندان
چو باز این قفل زان زندان نمائی
بزندانی در زندان گشائی
بسوی ناروائیها گراید
کند هر کار از دستش برآید
زهی عید همایون سعیدیکه چون او بجهان نامده عیدی