شمارهٔ ۹۴
اندازهٔ متن
منت آب خضر نیست جوی بر سر ما
طالع خشک لبی مانده به اسکندر ما
ما زسیم و زر خود، بزم نکردیم چو شمع
دیگران بزم فروزند ز سیم و زر ما
۲ بیت
منت آب خضر نیست جوی بر سر ما
طالع خشک لبی مانده به اسکندر ما
ما زسیم و زر خود، بزم نکردیم چو شمع
دیگران بزم فروزند ز سیم و زر ما
تازگیهای بهار از گل تر مستغنی ستگل سیراب در ایام خزان بایستی!