شمارهٔ ۶۸۴
اندازهٔ متن
من و ذوق باده نوشی، ز ایاغ صبحگاهی
گل نغمه تازه کردن، به دماغ صبحگاهی
شب زلفت از کفم شد، به چه عمر زنده مانم؟
که رسید روز مرگم، چو چراغ صبحگاهی
۲ بیت
من و ذوق باده نوشی، ز ایاغ صبحگاهی
گل نغمه تازه کردن، به دماغ صبحگاهی
شب زلفت از کفم شد، به چه عمر زنده مانم؟
که رسید روز مرگم، چو چراغ صبحگاهی
تازگیهای بهار از گل تر مستغنی ستگل سیراب در ایام خزان بایستی!