شمارهٔ ۳۳۷
اندازهٔ متن
عمری بگذشت از آنکه در خواب، شبی
از بادهٔ جامِ وصلِ حورینسبی
تَر شد لبم و هنوز چون یاد کنم
بیخود گردم چو مستِ جامِ طَرَبی
۲ بیت
عمری بگذشت از آنکه در خواب، شبی
از بادهٔ جامِ وصلِ حورینسبی
تَر شد لبم و هنوز چون یاد کنم
بیخود گردم چو مستِ جامِ طَرَبی
در ده می لعل لاله گون صافیبگشای ز حلق شیشه خون صافی