شمارهٔ ۹۶
اندازهٔ متن
شوریده شدای نگار دهر من و تو
پر شد ز حدیث ما بشهر من و تو
چون قسمت وصل کرده آمد بازل
هجر آمد و گفت و گوی بهر من و تو
۲ بیت
شوریده شدای نگار دهر من و تو
پر شد ز حدیث ما بشهر من و تو
چون قسمت وصل کرده آمد بازل
هجر آمد و گفت و گوی بهر من و تو
در چشم منی روی بمن ننمائیواندر دلمی هیچ بمن نگرائی