شمارهٔ ۴۳
اندازهٔ متن
کرد سر با نامهٔ آن ماه قاصد راه را
ی کبوتر پر مکن از اشک حسرت چاه را
عشق بر یک فرش بنشاند گدا و شاه را
سیل یکسان می کند پست و بلند راه را
کاسهٔ خود پر مکن زنهار از خوان کسی
داغ از احسان خورشید است بر دل ماه را
۳ بیت
کرد سر با نامهٔ آن ماه قاصد راه را
ی کبوتر پر مکن از اشک حسرت چاه را
عشق بر یک فرش بنشاند گدا و شاه را
سیل یکسان می کند پست و بلند راه را
کاسهٔ خود پر مکن زنهار از خوان کسی
داغ از احسان خورشید است بر دل ماه را
به چشم کم مبین در نامهٔ اعمال ما زاهدکه می بارد ازین ابر سیه باران رحمت ها