شمارهٔ ۵۸
اندازهٔ متن
فارغ بود از آفت گیتی دل روشن
از برق زیانی نرسد خرمن مه را
چشم تو به من خواست که پیغام فرستد
گرداند زره چون مژه از ناز نگه را
۲ بیت
فارغ بود از آفت گیتی دل روشن
از برق زیانی نرسد خرمن مه را
چشم تو به من خواست که پیغام فرستد
گرداند زره چون مژه از ناز نگه را
به چشم کم مبین در نامهٔ اعمال ما زاهدکه می بارد ازین ابر سیه باران رحمت ها