منسوبات
چو آلیزنده شده در مرغزاری
نباشد بر دلش از بار باری
اگر بازی اندر چغو کم نگروگر باشهای سوی بطّان مپر
چو اسکندر به زاری در زمین خفتحکیمی بر سر خاکش چنین گفت
دوشم گذر افتاد به ویرانهٔ طوسدیدم جغدی نشسته جای طاووس