دفتر شعر
۵ شعر در این دفتر
دردا که در این زمانهٔ غمپروردحیفا که در این بادیهٔ عمرنورد
دوشم گذر افتاد به ویرانهٔ طوسدیدم جغدی نشسته جای طاووس
چو اسکندر به زاری در زمین خفتحکیمی بر سر خاکش چنین گفت
چو آلیزنده شده در مرغزارینباشد بر دلش از بار باری
اگر بازی اندر چغو کم نگروگر باشهای سوی بطّان مپر