رباعی شمارهٔ ۱۸۷
اندازهٔ متن
او رفت و دلم باز نیامد ز برش
من چشم به ره، گوش به در بر اثرش
چشم آید زی گوش که داری خبرش
گوش آید زی چشم که دیدی دگرش
۲ بیت
او رفت و دلم باز نیامد ز برش
من چشم به ره، گوش به در بر اثرش
چشم آید زی گوش که داری خبرش
گوش آید زی چشم که دیدی دگرش
در مجلس باده گر مرا یاد کنیغمگین دل من به یاد خود شاد کنی