رباعی شمارهٔ ۳۸
اندازهٔ متن
تا پای تو رنجه گشت و با درد بساخت
مسکین دلِ رنجورِ من از درد گداخت
گویا که ز روزگار دردی دارد
این درد که در پای تو خود را انداخت
۲ بیت
تا پای تو رنجه گشت و با درد بساخت
مسکین دلِ رنجورِ من از درد گداخت
گویا که ز روزگار دردی دارد
این درد که در پای تو خود را انداخت
ای آنکه گشایندهٔ هر بند توییبیرون ز عبارت چه و چند تویی