رباعی شمارهٔ ۱۰۷
اندازهٔ متن
دردی که ز من جان بستاند اینست
عشقی که کسش چاره نداند اینست
چشمی که همیشه خون فشاند اینست
آن شب که به روزم نرساند اینست
۲ بیت
دردی که ز من جان بستاند اینست
عشقی که کسش چاره نداند اینست
چشمی که همیشه خون فشاند اینست
آن شب که به روزم نرساند اینست
ای آنکه گشایندهٔ هر بند توییبیرون ز عبارت چه و چند تویی