دوبیتی شمارهٔ ۱۸۱
اندازهٔ متن
ز دست مو کشیدی باز دامان
ز کردارت نبی یک جو پشیمان
روم آخر به دامانی زنم دست
که تا از وی رسد کارم به سامان
۲ بیت
ز دست مو کشیدی باز دامان
ز کردارت نبی یک جو پشیمان
روم آخر به دامانی زنم دست
که تا از وی رسد کارم به سامان
عزیزون از غم و درد جداییبه چشمونم نمانده روشنایی