رباعی شمارهٔ ۴
اندازهٔ متن
دوش از درم آمد آن مه لاله نقاب
سیرش نه بدیدیم و روان شد به شتاب
گفتم که : دگر کِیَت بخواهم دیدن؟
گفتا که: به وقت سحر، اما در خواب
۲ بیت
دوش از درم آمد آن مه لاله نقاب
سیرش نه بدیدیم و روان شد به شتاب
گفتم که : دگر کِیَت بخواهم دیدن؟
گفتا که: به وقت سحر، اما در خواب
ای دل، که ز مدرسه به دیر افتادیوندر صف اهل زهد غیر افتادی