شمارهٔ ۲۱۲
اندازهٔ متن
دوش در سِلْکِ صحبتی بودم
گوش و چشمم به مطرب و ساقی
پایمال معاشرت کردم
هر چه سالوس بود و زَرّاقی
گفتم ای دل قرار گیر اکنون
که همین بود حد مشتاقی
دیگر از بامداد میبینم
طلب نفس همچنان باقی
۴ بیت
دوش در سِلْکِ صحبتی بودم
گوش و چشمم به مطرب و ساقی
پایمال معاشرت کردم
هر چه سالوس بود و زَرّاقی
گفتم ای دل قرار گیر اکنون
که همین بود حد مشتاقی
دیگر از بامداد میبینم
طلب نفس همچنان باقی
چو بندگان کمر بسته شرط خدمت راروا بود که به کمترگناه بند کنی