شمارهٔ ۱۵۳ - در مفارقت دوستی
اندازهٔ متن
به خدایی که از شب تیره
روز روشن همی پدید آرد
بیقلم بر بساط آینه فام
صورت آفتاب بنگارد
کز غمت انوری ز آتش دل
آب حسرت ز دیده میبارد
۳ بیت
به خدایی که از شب تیره
روز روشن همی پدید آرد
بیقلم بر بساط آینه فام
صورت آفتاب بنگارد
کز غمت انوری ز آتش دل
آب حسرت ز دیده میبارد
صفهای را نقش میکردند نقاشان چینبشنو این معنی کزاین خوشتر حدیثی نشنوی