رباعی شمارهٔ ۲۳۸
اندازهٔ متن
پای تو گرفتهام ندارم ز تو دست
درمان ز که جویم که دلم مهر تو خست
هی طعنه زنی که بر جگر آبت نیست
گر بر جگرم نیست چه شد بر مژه هست
۲ بیت
پای تو گرفتهام ندارم ز تو دست
درمان ز که جویم که دلم مهر تو خست
هی طعنه زنی که بر جگر آبت نیست
گر بر جگرم نیست چه شد بر مژه هست
یادِ تو کُنَم، میانِ یادم باشیلب بُگْشایم، در این گشادم باشی